|
سلام. ۱) من ، با گندمزار گناهم دلخوش چون آينه اي به سوز آهم دلخوش دريا دريا ، ستاره ها سهم شما من حوضم و با نگاه ماهم دلخوش ۲) با خاطره ي تو دست در دست پريد تا رويا ، تا پرنده اي مست پريد ديشب ، قفسي كه آرزويت را داشت خاكستر شد ، به باد پيوست ، پريد ۳) حتي با سوز تار مي خنديدم منصور صفت به دار مي خنديدم مي آمد و خنده خنده مي باريدي مي رفتي و زار زار مي خنديدم ارديبهشت ۱۳۸۶ + نوشته شده در دوم تیر 1386 6:10 توسط محدثه خسروی |
|