|
سلام.
كسی كه داره سرنوشت اين صفحه رو سياه رقم می زنه ، تازه وارده و نه چندان وارد. اميدوارم مثل هميشه اين «هنوز در آغاز راه»و ياری كنيد. اولين قدم و با كار سپيد يكی از دوستان و دلنوشته ای ناشيانه از خودم برمی دارم: قرارمان اين بود؟ كلاغ ها بمانند ، وتو... حالا من سياهپوش لحظه های بی تو درگير حرف های كلاغ آلود تو رهاترين سپيد مقدس ** كبوتر! قرارمان اين نبود؛ بود؟؟؟!!! «فريبا شمس كيا» طوفان ترين بود،آنقدر بر شيشه زد تا شكستي سيب بلور دلت را با دست حوّا شكستی پلكی زدي، رود بودي؛جاری شدي،خواستی تا از خويش بگريزی امّا در بغض دريا شكستی سرفراز باشيد + نوشته شده در بیست و پنجم خرداد 1385 17:48 توسط محدثه خسروی |
|